چه شیرین است ، چه خوش در خاطرت مانده است
زمستانی که برفش ، هُرم آتش را تداعی کرد
زمستانی که تفسیر نگاهم و شعر وحدت بود
زمستانی که تنها واژه ی لب های ما پیوند و جوشش بود
زمستانی که آغازی برای شعر گفتن بود
چه شهداگین ، زمستانی . . .
من آنجا در کنار کاج برف آلود
که قندیل یخی ، آویزه ی مژگان سبزش بود
نگاهت را ، که موجی از صداقت بود
چنان کاوشگری ، کاوشگران گرم کاویدم...
من آنجا با گل بهمن
شباگین گیسویت را با سپیدی آشتی دادم
من آنجا جامه ی عشق را پوشیدم
من آنجا با تو خندیدم ، با تو گریستم
من آنجا . . . آه ای افسوس
چه خوش یادآوری ای دوست
چه خوش این قصه می گویی
بهاران دشمن برف زمستانی ست...
بهاران دشمن برف زمستانی ست...
بهاران دشمن برف زمستانی ست...
چه شیرین است !
|
+| نوشته شده توسط
امیر سینا در چهارشنبه نهم فروردین 1391
|